Hits: 541

پیمان نوین، بایدها و نبایدها

پیمان نوین

پیام شاهزاده رضا پهلوی مهمترین اتفاق چند وقت اخیر برای ملت ایران است. پیامی بسیار عالی، امید بخش و زیبا. پیامی با شناخت کامل از شرایط فرهنگی و نسخه‌ای شفا بخش برای آزادی ایران. آزادی که با تغییر نگرش و رفتار ایجاد می‌شود.

طبق معمول چند دهه گذشته انتشار این پیام بازتابهای مثبت و منفی را در بین مردم و سیاستمداران داشته است و کماکان سیل زنده باد و مرده بادها و نقد آن در فضای احساسی در جریان است و آنچه قابل پیش بینی است، پس از مدتی به ورطه فراموشی سپرده خواهد شد.

تاریخ ما پر است از پیام‌های عالی از سوی بزرگان، اندیشمندان و اشخاص مختلف و پس از چند روزی موج سواری بر اساس آن پیغام برگشت به نقطه قبلی!!! به راستی چرا اینگونه است؟ چرا این همه پیام‌های زیبا راه گشا مسیر ما ایرانیان نشده است؟ ریشه آن در کجا است؟ و چرا نتیجه اکثر مبارزات مدنی ما چیزی جز شکست نبوده است؟

برای پاسخگویی به این سوالات بایستی آن را در ریشه تفکر ما ایرانیان جستجو کرد، جایی که ما سهم خود را در تغییرات نمی‌پذیریم.

 اکثریت ما همیشه مشکلات را در خارج خود می‌بینند و درصد کمی معتقد به عیوب خود هستند کما اینکه اکنون ایرادات حکومتی را چنان می‌نگرند که انگار مدیران مملکتی از کره دیگری آمده‌اند و آنها تربیت شده جامعه و فرهنگ ایرانی نیستند!!!

آنچه که در رفتار اپوزوسیون‌های خارج کشور هم به کرات دیده می‌شود، ارائه رویه‌ای همانند جمهوری اسلامی است اما با ظاهری متفاوت!!! دیدگاه‌هایی که اجازه همبستگی و نشستن همه مخالفین را بر سر یک میز  و اتخاذ یک جبهه واحد را نداده است.

مسئله بعدی، ما در فرهنگمان عادت کرده‌ایم به تصمیم گیری برای دیگران و اصرار بر اینکه، ما تعیین می‌کنیم چه چیزی درست و چه چیزی غلط است و دقیقا مانند نظام جمهوری اسلامی همه را به خودی و غیر خودی تقسیم می‌کنیم و خود ارجح می‌دانیم که چه چیزی برای بقیه خوب است!!!! آیا اصلا ما می‌دانیم جوانان داخل کشور چه می‌خواهند؟

این پیغام فضای احساسی خاصی را ایجاد کرده است که سازمانها محفلهایی را تشکیل و با برداشت خود سعی در ایجاد همبستگی می‌کنند. اما همبستگی که حتی شرکت کنندگان در جلسات آن را باور ندارند و کماکان بدنبال اثبات حقانیت خود و نفی دیگران هستند. کسانی که بقیه را مقصر و خود را مبرا از هر خطایی می‌دانند و خود را ارجح بر هر تفکر دیگری.

حال چه باید کرد؟؟؟

ابتدا پیام شاهزاده را درک کنیم و سپس از داستانهای ذهنی‌مان خارج شویم. باید قبول کنیم وضعیت امروز ایران ناشی از تفکر و رفتارهای ما است و بجای بهانه تراشی و توجیهاتی که امروزِ ما را رقم زده است مسئولیت و سهم خود را بپذیریم و برای تغییر از خودمان شروع کنیم. دست از حق به جانب بودن،کنترل و تصمیم گیری بجای دیگران، عقل کل بودن، درست و غلط بودن خود و دیگران، خودی و ناخودی انگاشتن دیگران و.... برداریم.

همه با هم فارغ از تفاوت دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی، اعلام همبستگی نموده و با همدلی و بدون جاه طلبی به تغییر شرایط کشور کمک کنیم و در انتها بر اساس آرا و تصمیم مردم و نه آنچه ما می‌پنداریم، حقوق شهروندی، حفظ حریم خصوصی، قوانین حقوق بشر، رهایی از خرافه پرستی‌های مذهبی و تقدس‌گرایی، پیاده سازی قوانین اجتماعی کشورهای پیشرفته و با تاکید دوباره که نه بر اساس منافع شخصی، شرایط حقیقی و حقوق طبیعی و برابر شهروندی( فارغ از جنسیت و اقلیت یا اکثریت) را برای مردمان کشورمان ایجاد تا بالاخره بتوانیم طعم آزادی و آزاد اندیشی واقعی را بچشیم و حقوق به حقه را برای خود و آیندگان پایه گذاری نماییم و راهی را رقم زنیم که آیندگان از نسل ما به نیکی یاد کنند. ( آنچه اساس پیام شاهزاده است ).

به امید ایران آزاد و رها از کج اندیشی
دکتر حسین رحیمی